وقتی من ۲۲ ساله بودم، به شغلی که فکر می‌کردم شغل رویایی من است، دست پیدا کردم. من به همراه گروهی از دوستان قدیمی و ورزشکار دانشکده از میدوست برفی به فلوریدای آفتابی نقل مکان کردم تا به یک نشان تجاری ورزشی بین‌المللی برای تأسیس یک آموزشگاه ورزشی کمک کنم. اما در طی دو سال من و بسیاری از همکارانم، شغل خود را ترک کردیم.

ما قربانی فرهنگ کاری‌ای مملو از قلدری، بی‌ادبی و سایر بی‌نزاکتی‌ها شده بودیم که توسط رییس دیکتاتور سازمان پی‌ریزی شده و در سایر مقامات سازمان نیز نفوذ کرده بود. کارکنان در بهترین حالت، خود را از قید این فضای کاری خلاص کرده و در بدترین حالت به کارشکنی روی آورده یا سرخوردگی‌های خود را بر سر خانواده و دوستان خود، خالی می‌کردند. زمانی که من این شغل را ترک کردم، بسیاری از ما از شخصیت قلبی‌مان، پوست‌اندازی کرده بودیم.

این تجربه، به‌حدی بر من تاثیرگذار بود که تصمیم گرفتم زندگی حرفه‌ای خود را صرف مطالعه بی‌ادبی در محیط کار – و هزینه‌ها و راهکارهای مقابله با آن – کنم. تحقیقات من نشان داده است که تقریبا غیرممکن است که یک فرد در طی مسیر شغلی خود، بی‌ادبی را لمس نکند. در بیست‌ سال گذشته من نظر هزاران نفر از شاغلین را در این زمینه جویا شده‌ام و دریافته‌ام که ۹۸ درصد از آنان رفتار بی‌ادبانه را تجربه کرده‌اند و ۹۹ درصد، شاهد رفتار بی‌ادبانه در محیط کار خود بوده‌اند. در سال ۲۰۱۱ نیمی از افراد عنوان کردند که حداقل یک بار در هفته، رفتار بدی با آن‌ها شده است. در حالی که در سال ۱۹۹۸، یک‌چهارم افراد، چنین نظری داشتند. رفتار بی‌ادبانه، دامنه‌ای از حرکات و سخنان زشت آشکار تا نادیده گرفتن عمدی اظهارنظرهای دیگران، با چک کردن ایمیل در طی جلسه، را در بر می‌گیرد.

آن‌چه من و همکارانم در آموزشگاه ورزشی دریافتیم این بود که بی‌ادبی در محیط کار عملکرد را تضعیف کرده و عوارض شخصی نیز به‌دنبال دارد. یافته‌های آزمایشگاهی من نشان داد که حتی مشاهده رفتار بی‌ادبانه، منجر به این می‌شود که افراد با احتمال بسیار کم‌تری اطلاعات مورد نیاز خود را جذب کنند. مشاهده و تجربه رفتار عاری از نزاکت حافظه کوتاه‌مدت و در نتیجه قابلیت‌های شناختی فرد را مختل می‌کند. نشان داده شده است که تجربه چنین رفتاری به سیستم ایمنی فرد آسیب می‌رساند، خانواده او را متحمل فشار می‌کند و اثرات مخرب دیگری نیز به همراه دارد.

متاسفانه، انعطاف افراد در مقابل بی‌ادبی، تقریبا خارج از کنترل آنان است. پژوهش‌ها نشان داده است که واکنش به تهدید، تحقیر، خسارت یا شکست – که همگی معمولا همراه با بی ادبی هستند – به‌طور معنی‌داری تحت‌تاثیر ساختار ژنتیکی فرد است. در نتیجه شاید موثرترین راه کاهش هزینه‌های بی‌ادبی در محیط کار، سا ختن فرهنگی است که آن را مردود می‌داند – یعنی تاکید بر «قانون نه به حماقت»، قانونی که رابرت ساتون در کتاب پرفروش خود به همین نام، به آن پرداخته است. اما تعداد اندکی از سازمان‌ها می‌توانند به‌طور کامل این قانون را محکم کرده و کارکنان را ملزم به اجرای آن کنند. بنابراین وقتی افراد با بی‌ادبی مواجه می‌شوند، چه باید بکنند؟ تحقیقات من برخی از تاکتیک‌هایی که هر یک از کارکنان می‌توانند برای حداقل کردن تاثیرات بی‌ادبی بر عملکرد و سلامتشان، به کار گیرند، مشخص کرده است. ای کاش من می‌توانستم این تاکتیک‌ها را با من جوان خود که سال‌ها پیش در یک محیط کاری خصمانه گیر افتاده بود، در میان بگذارم.

 واکنش‌های مرسوم، اغلب کارایی ندارد

تصمیم بسیاری از افراد برای مقابله با بی‌ادبی، مواجهه رودرروست. یا با تلافی کار یا با بحث مستقیم می باشد . دیگر واکنش مرسوم، کنار کشیدن از مشکل، با دوری گزیدن از فرد بی‌ادب تا حد امکان است. اگرچه این روش‌ها در موقعیت‌هایی خاص می‌توانند مفید واقع شوند، من معمولا آن‌ها را به افراد توصیه نمی‌کنم. دوری کردن اغلب فایده‌ای ندارد، چرا‌که بیش‌تر اوقات شما گزینه‌ای غیر از مشارکت کاری با یک همکار بی‌ادب، ندارید.

مواجهه نیز می‌تواند، مشکلات دنباله‌داری به همراه داشته باشد. من در نظرسنجی‌های خود دریافته‌ام که بیش از ۸۵ درصد که راه دوری‌گزینی یا مواجهه با فرد بی‌ادب را در پیش می‌گیرند، از پایان کار یا چگونگی مدیریت آن رضایت ندارند و آن‌هایی که مواجهه و رویارویی را انتخاب می‌کنند، از کسانی که پاسخی به رفتار طرف مقابل نمی‌دهند، رضایت بیش‌تری احساس نمی‌کنند. تکیه بر راهکارهای قانونی و سازمانی نیز، به‌ندرت مفید واقع می‌شود – فقط ۱۵ درصد از افراد از نحوه برخورد مدیران با رفتارهای بی‌ادبانه همکاران خود، ابراز رضایت کرده‌اند. اگر منصف باشیم، سازمان‌ها اغلب فرصتی برای این‌که در این مورد، وارد عمل شوند ندارند. بیش از نیمی از پاسخگویان نظرسنجی می‌گویند که گزارشی در زمینه رفتارهای بی‌ادبانه ارائه نمی‌کنند، دلیل اکثریت آن‌ها ترس یا حس بی‌یار و یاور بودن است.

 یک رویکرد کل‌نگر 

همان‌طور که علم پزشکی از تمرکز بر مبارزه با بیماری‌ها به تأکید بر ارتقا سلامتی افراد، تغییر جهت داده است، تحقیقات حوزه کاری من – رفتار سازمانی – نیز نشان می‌دهد که تمرکز افراد بر روی سلامتی و بهداشت روانی خود در محیط کار، بیش از تلاش آن‌ها برای تغییر رفتار همکاران بی‌ادب یا تغییر روابط شغلی اعصاب‌خردکن، می‌تواند در مقابله با معضل بی‌ادبی در محیط کار، موثر واقع شود.

منظور این نیست که شما نباید قلدری یا بی‌ادبی همکار خود را به واحد منابع انسانی گزارش دهید یا نباید برای مدیریت تعارض، تلاشی انجام دهید. بلکه منظور این است که بهترین روش برای برخورد با رفتارهای نامناسب در محیط کار، این است که خود را در مقابل آن‌ها غیرقابل نفوذ کرده و یا حداقل آسیب‌پذیری کم‌تری در مقابل آن‌ها داشته باشید.

برای این کار، خوب است که به آن‌چه در مورد معنای «رشد و کامیابی» می‌دانیم، نگاهی داشته باشیم: حالتی روانی که در آن فرد احساس سرزندگی و بهبود شخصی می‌کند و از این طریق برای مقابله با تلاطم‌های زندگی، تقویت می‌شود.

من در تحقیقات خود دریافتم که اشخاص کامیاب و موفق، از سلامتی بیش‌تری برخوردارند، پرتحرک‌تر هستند و قابلیت بیش‌تری برای تمرکز بر روی شغلشان دارند. آن‌ها از حواس‌پرتی، استرس و منفی‌نگری مصون هستند. در مطالعه‌ای که در شش سازمان از صنایع مختلف انجام دادم، دریافتم که کارکنانی که «کامیاب‌‌تر» شناخته می‌شدند، اغلب نسبت به هم‌ردیفان خود، ۵۰ درصد خستگی شغلی کم‌تری داشتند. آن‌ها ۵۲ درصد اعتماد به نفس بیش‌تری در مورد توانایی‌شان برای کنترل موقعیت‌های گوناگون داشتند و عملکردشان پس از یک اتفاق ناخوشایند کاری، ۳۴ درصد کم‌تر از سایرین، کاهش می‌یافت.

اگر شما در فرایند رشد و کامیابی فردی باشید، با احتمال کم‌تری در مورد یک ضربه رفتاری در محیط کار احساس نگرانی کرده یا آن را به‌عنوان یک رویارویی شخصی قلمداد می‌کنید، در مورد احساساتی که این رفتارها در شما برمی‌انگیزد مصون‌تر هستید و بیش‌‌تر بر روی دستیابی به اهداف خودتان تمرکز می‌کنید. علی‌رغم این مزیت‌های روشن، کم‌تر از نیمی از افرادی که من از ‌آن‌ها نظرخواهی کرده‌ام، بر روی خودشان تمرکز کرده و تلاش می‌کنند که پس از یک برخورد بی‌ادبانه، طرز فکر رشد و کامیابی فردی را در خود تقویت کنند. تعداد اندکی که این روش را به‌عنوان یک پادزهر قلمداد می‌کنند نیز ممکن است فقط از آن برای دوری گزیدن از موضوع، استفاده کنند.

چگونه می‌توانید در راه رشد و کامیابی فردی، به خودتان کمک کنید؟ من یک رویکرد دوجانبه را پیشنهاد می‌کنم: اولا در راه رشد شناختی خود قدم بردارید که از طریق پیشرفت و تعالی، جنبش و حرکت و یادگیری مستمر حاصل می‌شود، ثانیا در راه رشد عاطفی خود قدم بردارید که به معنای احساس سلامتی و تجربه محبت، هیجان و سرزندگی در محیط کارتان و در خارج از آن است. این دو روش، اغلب به‌طور متقابل یکدیگر را تقویت می‌کنند – اگر شما انرژی داشته باشید، با احتمال بیش‌تری برای یادگیری انگیزه خواهید داشت و احساس رشد و پیشرفت، سرزندگی شما را بیش‌تر خواهد کرد. اما قدرت تشخیص میان این دو روش، به شما کمک می‌کند که دریابید در کدامیک از آن‌ها ضعف دارید و باید در راه تقویت آن برای اقدامات دفاعی خود در مقابل برخوردهای خصمانه و بی‌ادبانه بعدی در محیط کار، قدم‌هایی بردارید.

 از نظر شناختی، رشد کنید.

اگر شما با یک همکار بی‌ادب سروکار اشته باشید، احتمالا می‌دانید که چقدر کنار آمدن با این موضوع، سخت است. شاید غلبه بر هیچ احساسی دشوارتر از غلبه بر حس بی‌عدالتی نباشد. عصب‌شناسان نشان داده‌اند که خاطراتی که مربوط به تجربه احساسات منفی هستند، آسان‌تر در ذهن افراد بازیابی می‌شوند و بیش‌تر مورد توجه و واکنش افراد قرار می‌گیرند. فکر و خیال زیاد در مورد یک حادثه، از این‌که شما بتوانید آن را پشت سر بگذارید، جلوگیری می‌کند. این کار می‌تواند منجر به احساس عدم امنیت بیش‌تر، عزت نفس کم‌تر و حس تحکیم‌یافته بی‌یاور بودن در شما گردد.

من به جای این طرز فکر، افراد را به تمرکز بر روی رشد شناختی، تشویق می‌کنم. بخش آگاه مغز شما، در آن واحد تنها می‌تواند به تعدادی از موضوعات بیندیشد. بنابراین خیلی بهتر است که مغزتان مشغول ساختن اتصالات عصبی نو و پایه‌ریزی خاطرات جدید باشد.

شما می‌توانید به خود اجازه دهید که احساس آسیب‌ یا بی‌حرمتی کنید – اما تنها برای مدت زمانی محدود. تینا سونگ، معاون یک شرکت غیرانتفاعی در حوزه خدمات اجتماعی، جمله‌ای را با من در میان گذاشت که همین توصیه را با خود داشت: «شما می‌توانید از یک شهر غم‌زده بازدید کنید، اما نمی‌توانید در آن زندگی کنید.» من می‌توانم این جمله را اضافه کنم که آن شهر غم‌زده بهترین جایی است که شما می‌توانید چمدان دلواپسی‌های خود را در آن رها کنید.

یادداشت‌های روزانه می‌تواند به شما در این زمینه کمک کند. همان‌طور که دیوید بروکس در کتاب جدید خود، راهی به‌سوی شخصیت، مستنداتی ارائه کرده است، دوآیت دی آیزنهاور اغلب در نشریه خود مقالات طعنه‌آمیز و آتشینی می‌نوشت تا از قید احساسات منفی‌ای که از روابط با همکارانش ناشی می‌شد، رهایی یابد. این عادت از زمانی در او پدیدار شد که او به‌عنوان دستیار دیکتاتور مشهور، ژنرال داگلاس مک آرتو شروع به کار کرد.

به محض این‌که توجه شما به مسیر‌هایی که کارایی بیش‌تری دارند، معطوف شد، کارهای زیادی می‌تواند به تمرکز شما بر رشد شناختی، کمک کند. در ابتدا، حوزه‌هایی که می‌توانید توانایی‌های خود ر ا در آن‌ها توسعه دهید بیابید و فرصت‌های یادگیری خود در آن حوزه‌ها را فعالانه، پیگیری کنید. ترزا آمابیل و استیون کرامر نشان داده‌اند که پیشرفت کاری قوی‌ترین انگیزاننده در محیط کار است حتی قوی‌تر از تقدیر شدن یا افزایش حقوق. پیشرفت کاری می‌تواند به همین میزان در بی‌توجهی کارکنان به بی‌ادبی در محیط کار، موثر واقع شود. زن جوانی که در حوزه بازاریابی کار می‌کرد به من گفت: «در یک محیط سمی مشغول به کارم که روح مرا می‌خورد.» او می‌دید که راه سریع و آسانی برای این‌که جایگاه شغلی خود را تغییر دهد ندارد، بنابراین تصمیم گرفت که به‌صورت شبانه در رشته MBA، ادامه تحصیل دهد. کسب نمرات بالا در این رشته، شور و هیجان و اعتماد به نفس را در او افزایش داد. اگرچه آینده کاری او هنوز روشن نبود، اما او نسبت به محیط کاری خردکننده خود، انعطاف بیش‌تری پیدا کرد.

شایان ذکر است که این تلاش‌ها برای توسعه فردی، لزوما نباید با شغل شما ارتباط مستقیم داشته باشند. پرداختن به مهارت‌ها، سرگرمی‌ها یا ورزش‌های جدید می‌تواند تاثیرات متشابهی داشته باشد. وقتی شما در حوزه‌ای احساس شکوفایی می‌کنید، پایین کشیدن شما سخت خواهد بود.

راه دیگر ارتقای رشد شناختی، کار کردن نزدیک با یک منتور است. منتورها برای کمک به رشد شاگردانشان از طریق به چالش کشیدن آن‌ها و اطمینان یافتن از این‌که آن‌ها دچار رکود نشده یا در دور باطل گرفتار نمی‌شوند، استعداد شگرفی دارند.

برای مثال، لین، مشاوری که در یک محیط کاری بی‌فرهنگ مشغول کار است، رابطه‌ای نزدیک با یک منتور برقرار کرد که او را در راه کنار گذاشتن توجه به مسایل غیرضروری و تمرکز بر عملکرد فردی، هدایت نمود. وقتی لین احساس کرد در دام فکر و خیال زیاد، برخورد متقابل و خشم و عصبانیت افتاده است، منتور اثرات منفی این موارد بر روی رضایت و عملکرد فردی را به او یادآوی کرد و او را در مسیرهایی پربارتر، رهنمود شد. پس از این توصیه‌ها، لین به طرز شگفت‌انگیزی آرامش روانی و عملکرد خود را بهبود بخشید و در شغل خود ارتقا پیدا کرد.

از نظر عاطفی، رشد کنید

من دریافته‌ام که مفید است رفتار بی‌ادبانه در محیط کار را مانند یک ویروس مسری در نظر بگیریم. واکنش دفاعی شما در مقابل آن، بستگی به آن دارد که شما چقدر برای مدیریت انرژی خود، توانایی داشته باشید. درواقع، تحقیقات من نشان می‌دهد که بسیاری از عواملی که از شما در مقابل بیماری‌ها حفاظت می‌کند – مانند تغذیه مناسب، خواب کافی و مدیریت استرس – می‌تواند به دفع اثرات مخرب بی‌ادبی در محیط کار، کمک کند. مخصوصا خواب بسیار مهم است: خواب ناکافی امکان حواس‌پرتی و عدم تمرکز را در شما افزایش می‌دهد و خودکنترلی شما را کم می‌کند. این حالت باعث می‌شود شما حتی در مقابل محرک‌های ضعیف احساس بی‌اعتمادی، خصومت، پرخاشگری و تهدید بیش‌تری کرده و در نتیجه رفتاری غیراخلاقی از خود نشان دهید. به‌طور خلاصه، خواب ناکافی (که معمولا به معنی کم‌تر از ۵ ساعت خواب در شب است)، منجر به واکنش ضعیف به بی‌ادبی در محیط کار می‌شود که حتی می‌تواند به کارراهه شما آسیب وارد کند.

ورزش کردن، روش دیگری برای حفاظت از خودتان در مقابل احساسات منفی مانند خشم، ترس و اندوه است که معمولا پس از برخورد با یک رفتار بی‌ادبانه در شما به وجود می‌آیند. ورزش هم قابلیت شناختی و هم حالت روحی شما را ارتقا می‌دهد، ذهن شما را از نگرانی‌هایتان منحرف می‌کند، گرفتگی عضلات را کاهش می‌دهد و انعطاف شما را بیش‌تر می‌کند. ثابت شده است که ورزش نشانه‌های اضطراب را بیش از ۵۰ درصد کاهش می‌دهد و حتی در یکی از تحقیقات اثبات شده است که ورزش در درمان افسردگی تاثیر بیش‌تری از سرترالین، بهترین داروی تجویز شده در این بیماری، دارد. کسانی که به‌طور منظم ورزش می‌کنند با احتمال بسیار کم‌تری اخمو و ترشرو هستند و توانایی بهتری برای بازگشت و احیای یک رابطه در هم شکسته دارند.

حفظ انرژی به‌صورت‌هایی دیگر، مانند تغذیه سالم، نیز می‌تواند به شما در این‌که هنگام مواجهه با بی‌ادبی، عکس‌العمل آرامی داشته باشید، کمک کند. اکثریت افراد وقتی گرسنه هستند، با نیش و طعنه به ناکامی و سرخوردگی های خود واکنش نشان می‌دهند.

اما تنها توجه به جسمتان، کافی نیست. تمرکز فکر و ذهن – تغییر جهت ذهن برای پردازش آرام‌تر و اندیشمندانه‌تر موقعیتها و ارایه پاسخ فکر شده به آن‌ها – می‌تواند به شما کمک کند تا در موقعیت‌های دشوار، خونسردی خود را حفظ کنید. برای مثال یافتن حس هدفمندی در شغلتان می‌تواند در این زمینه، مفید باشد. من و سایر پژوهشگران، نشان داده‌ایم که وقتی افراد مشغول کاری هستند که برایشان معنادار است، نسبت به سایر همکاران خود، در تیم‌هایی با اعضا گستاخ و بی‌ادب، کارایی بیش‌تری دارند. به همین دلیل یادآوری ویژگی‌های غیرمادی‌ای که شما را مجذوب شغلتان کرده است، ممکن است قدرشناسی و رضایت شغلی شما را بیش‌تر کند.

برقرار کردن روابط خوب هم در  داخل و هم در بیرون محیط کار نیز به شما آرامشی روحی می‌بخشد که اثرات مخرب روابط با همکاران بی‌ادب را خنثی می‌کند. نتایج پژوهشی که من به همراه اندرو پارکر و الکساندرا گرباسی انجام دادم، نشان می‌دهد که در همه صنایع، سازمان‌ها و سطوح سازمانی، «انرژی‌های منفی» که از روابط منفی ناشی می‌شود چهار تا هفت برابر بیش‌تر از «انرژی‌های مثبت» بر روی حس کامیابی کارکنان تاثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر شما برای خنثی کردن تاثیرات منفی یک همکار بی‌ادب، نیاز به تاثیرات مثبت گروهی کوچک از انرژی‌دهندگان خوب دارید. بنابراین به افرادی در زندگی خود فکر کنید که شما را می‌خندانند و روحیه شما را بالا می‌برند. زمان بیش‌تری را با آن‌ها بگذرانید و از آن‌ها بخواهید که شما را به دوستانشان معرفی کنند.

در نهایت، من در مطالعاتی که بین دانشجویان MBA، مدیران و کارکنان انجام داده‌ام، دریافته‌ام که رابطه‌ای پایدار و قوی میان موفقیت‌های خارج از سازمان و انعطاف نسبت به رفتارهای بی‌ادبانه در محیط کار وجود دارد.

نتایج تحقیق انجام گرفته میان افرادی که رفتارهای بی‌ادبانه را تجربه کرده بودند، نشان داد، کسانی که در فعالیت‌های غیرکاری رشد و موفقیت داشتند، ۸۰ درصد احساس سلامتی بیش‌تر و ۸۹ درصد رشد و موفقیت کاری بیش‌تری داشتند و ۳۸ درصد از آن‌ها از نحوه مدیریت رفتار خود در برخوردهای نامناسب، احساس رضایت بیش‌تری می‌کردند. پذیرش نقش‌های رهبری در گروه‌ها – مخصوصا وقتی هنوز فرصتی برای رسیدن به جایگاه‌های رهبری در سازمانتان ندارید – هم رشد شناختی و هم رشد عاطفی شما را تقویت می‌کند. یکی ازمدیرانی که من با او مصاحبه کردم، تصمیم گرفت به هیات‌مدیره یک سازمان غیرانتفاعی فعال در زمینه بهبود زندگی بیماران dup150+ بپیوندد، دختر او نیز مبتلا به این بیماری ارثی بود. او فعالیت‌های جذب سرمایه در این سازمان را رهبری کرد، در ساختن یک واحد علمی به این سازمان کمک کرد و نظارت بر امور مالی سازمان را به عهده گرفت. به گفته او این تجربه‌ها و موفقیت‌ها، به او کمک کرد که احساس کند در محیط کار آسیب‌‌ناپذیر است.

بی‌ادبی در محیط کار، هزینه‌های گزافی را به شما تحمیل می‌کند. در موارد حاد لازم است شما تغییر شغل یا تغییر واحد کاری داشته باشید تا از خستگی و افسردگی، اجتناب کرده و سلامتی و آرامش خود را حفظ کنید. تحقیقات من نشان می‌دهد از هر ۸نفری که کار در یک محیط عاری از نزاکت را گزارش کرده‌اند، تقریبا یکی از آن‌ها در نهایت به همین دلیل شغل خود را ترک کرده است و وقتی من به عقب برمی‌گردم، در‌می‌یابم که ترک آموزشگاه ورزشی فلوریدا کار درستی بوده است. هرچند، اکنون وقتی با رفتاری بی‌ادبانه مواجه می‌شوم، بهتر می‌توانم اثرات منفی آن را خنثی کنم. مثل هر کس دیگر، من هنوز در مسیر شغلی خود در حال پیش رفتن هستم و واکنش‌هایم به‌ندرت، واکنش‌هایی کامل است. اما با اطمینان می‌توانم بگویم که تمرکزم بر احساس رشد شخصی مرا در شغلم درگیر‌تر، کارآمدتر و راضی‌تر کرده است. شما هم می‌توانید این‌گونه باشید.

نویسنده مقاله کریستین پوراث استادیار مدیریت دانشگاه جرج‌تاون و یکی از نویسندگان کتاب «کسب مهارت در نزاکت: بیانیه‌ای برای محیط‌های کاری» (که به‌زودی توسط انتشارات گرند سنترال منتشر می‌شود) و یکی از نویسندگان کتاب «هزینه‌های رفتار بد» (انتشارات پورت فولیو، ۲۰۰۹) است.

 

منبع: Harvard Business Review
ترجمه شده توسط: دکتر شهلا برجعلی لو
تهیه شده در خانه موفقیت | TFETIMES