دلیل حداقل نیمی از همه کارکنانی که از کار خود استعفا داده‌اند، به طریقی به رئیس شان مربوط بوده است. کارکنان از روسایی شکایت دارند که به آنان تحکم می‌کنند، در جزئیات دخالت می‌کنند، اعتبار و دانش آن‌ها را به نفع خود به‌کار می‌گیرند، اطلاعات را در نزد خود نگه می‌دارند و یا به شکل دیگری آن‌ها را می‌آزارند. این موضوع تهدیدی برای بهره‌وری کارکنان و موفقیت سازمان است.

اما اگر نمی‌توانید با رئیس خود کنار بیایید، ناامید نشوید. این مقاله قدم‌هایی را برای شما مشخص می‌کند که از طریق آن‌ها می‌توانید، موقعیت خود را بهبود ببخشید:

همدلی را تمرین کنید

قدم اول، در نظر گرفتن فشارهای بیرونی‌ای است که مدیر شما تحمل می‌کند. به‌یاد داشته باشید، اکثر رئیسان بد به‌طور ذاتی انسان‌های بدی نیستند. آن‌ها انسان‌هایی خوب با نقطه‌ضعف‌هایی هستند که این نقطه ضعف ها می‌تواند تحت فشاری که آنها برای رسیدن به اهداف تعیین شده، متحمل می‌شوند، بدتر شود. بنابراین مهم است که فقط رفتار بد آن‌ها را در نظر نداشته باشید، بلکه به دلایلی که چنین رفتاری را برمی‌انگیزد نیز توجه کنید.

تحقیقات بارها نشان داده است که همدلی کردن، می‌تواند معضل روابط نامناسب میان رئیس – زیردست را حل کند. چرا که این رابطه، تنها رابطه‌ای از بالا به پایین نیست. کارشناسانی چون دانیل گولمن و استیفن کوری، اهمیت این جنبه کلیدی از هوش هیجانی را برای مدیریت روابط با افراد رده بالاتر، مورد تاکید قرار داده‌اند. دانشمندان عصب‌شناسی نیز پیشنهاد می‌کنند که این کار، یک استراتژی اثربخش است. چرا که اعصاب آینه در مغز انسان، به طور طبیعی افراد را به رفتارهای متقابل برمی‌انگیزد. اگر شما با رئیس خود همدلی کنید، احتمال این‌که او نیز شروع به همدلی با شما کند افزایش می‌یابد و این موضوع به سود هر دوی شماست.

شاید همدلی کردن با رئیسی که آن‌چه مورد نیاز شماست به شما نمی‌دهد یا شما واقعا از او بدتان می‌آید، دشوار به‌نظر برسد. اما همان‌طور که گولمن سال‌ها پیش در تحقیقات خود نشان داده است، همدلی می‌تواند آموخته شود و تحقیقات اخیر از سوی سایر دانشمندان، به‌طور مثال تحقیقات کارشناسان کلینیک منینگر، نشان می‌دهد که اگر شما آگاهانه با دیگران همدلی کنید، درکتان از احساسات دیگران نیز دقیق‌تر خواهد بود.

اگرچه ممکن است، این کار، یک فعالیت عامدانه به‌نظر برسد، اما نشان دادن همدلی به بهترین شکل در موقعیت‌های غیررسمی، جواب می‌دهد. لازم نیست شما برای این کار با رئیس خود قرار ملاقات بگذارید. در عوض باید در کمین موقعیت مناسبی باشید که در آن موقعیت، طرف مقابل می‌تواند تلاش‌های همدلانه شما را درک کرده و بپذیرد.

 به نقش خود توجه کنید

دومین قدم این است که نگاهی به خودتان بیاندازید. طبق تجربیات من، افرادی که با روسای خود مشکل دارند، تقریبا همیشه خودشان بخشی از مشکل هستند: رفتار آن‌ها به‌طریقی از این‌که مورد توجه قرار گیرند یا به آن‌ها ارزش داده شود، جلوگیری می‌کند. ممکن است این همان چیزی نباشد که می‌خواهید بشنوید. اما با پذیرش این موضوع که ممکن است شما هم اشتباهاتی داشته باشید، پیگیری این‌که این اشتباه چیست و اصلاح خود در این زمینه، ممکن است بتوانید روابط خود با رئیس تان را نجات دهید.

با تفکر و تامل در مورد خود شروع کنید. تا جایی که می‌توانید به شکلی واقع‌گرایانه، به انتقادهایی که رئیس تان از شما می‌کند توجه کنید. لازم است در چه حوزه‌هایی بهتر شوید؟ چه جنبه‌هایی از رفتار یا عملکرد شما او را می‌آزارد؟

همچنین از خودتان بپرسید که چه چیز ممکن است رفتار شما را تحت‌تاثیر قرار دهد. من اغلب پس از یک گفتگوی کوتاه با مراجعانم، درمی‌یابم که مدیران آن‌ها یاد آور هایی هستند که رفتارهای تحکم‌آمیزی که در گذشته کسی با آن‌ها داشته است را به یاد آن‌ها می‌آورد. تعمیم و انتقال‌هایی به این شکل تاثیری قوی بر روی رفتارهای افراد دارند و همواره باید به شکلی صریح و روشن در بررسی اختلال روابط میان روسا و زیردستان، در نظر گرفته شود.

در مرحله بعد، از توصیه‌های همکارانی که روابط خوبی با رئیس دارند، استفاده کنید. تلاش کنید که ترجیحات، خصلت‌ها و خطوط قرمز آن‌ها را بشناسید و حوزه‌هایی که در آن‌ها می‌توانید رفتار متفاوتی در پیش بگیرید را شناسایی کنید. اگرچه وقتی از همکاران خود کمک می‌گیرید، اطمینان حاصل کنید که سوالات خود را به شکلی دقیق و مناسب مطرح می‌کنید. برای مثال به‌جای این‌که از همکارتان بپرسید چرا رئیس همیشه میان صحبت شما می‌پرد، از او بپرسید: «چگونه تشخیص می‌دهی که باید صدایت را بلند کنی یا نه؟ وقتی رئیس نظر تو را نمی‌خواهد، چگونه اظهار‌نظر می‌‌کنی؟ چگونه مخالف خود را با رئیس نشان می‌دهی؟»

اگر بازخوری که از سوی همکارانتان دریافت می‌کنید، هیچ نکته‌ای را در این زمینه که چگونه رفتار شما ممکن است به شما صدمه وارد کند، برای شما روشن نکرد، قدم بعدی تلاش برای گفتگو با رئیس تان در مورد مشکل است. دوباره گفتگو را با ظرافت و ماهرانه به پیش ببرید و سوالات خود را به شکلی مثبت مطرح کنید: برای مثال بپرسید: «من چگونه می‌توانم به شما برای رسیدن به اهدافتان کمک بهتری بکنم؟» به‌جای این‌که بپرسید «من چه کار اشتباهی انجام می‌دهم؟»، خود را در جایگاه فردی که به دنبال مشورت یا حتی هدایت است نشان دهید. به‌این منظور درخواست جلسات خصوصی و یک نفره با رئیس خود کنید و به رئیس خود در مورد موضوعی که می‌خواهید با او در میان بگذارید، ایده بدهید: مثلا موضوعات مربوط به عملکرد و توسعه مهارت‌های مدیریتی در خود.

اگر خوش‌شانس باشید، او از علاقه شما به درگیر شدن بیش‌تر در شغلتان، تمجید خواهد کرد و به حوزه‌هایی که شما باید در کار خود به آن‌ها بهبود ببخشید، اشاره خواهد کرد. که همین امر زمینه ای برای روابط نزدیک‌تر شما با او خواهد بود. اگر رئیس شما مثل دیوار سنگی بود یا شما را رد کرد، مشخص خواهد شد که مشکل از جانب شما نیست و دیگر لازم است که شما هر کاری را که نمی‌توانید برای تغییر اوضاع انجام دهید، شناسایی کنید.

 شانسی برای تغییر اوضاع قایل باشید

اگر به این نتیجه رسیدید که این شما نیستید که رابطه خود با رئیس تان را دچار مشکل کرده‌اید، با اطمینان می‌توانید به رئیس خود بگویید که به نظر می‌رسد رابطه خوبی میان شما وجود ندارد و شما علاقمند هستید که اوضاع را بهبود بخشید.

راه‌های متعددی برای گفتگوی دو نفره شما وجود دارد. اگر این فرصت را پیدا کنید، که گفتگوهای صریحی با رئیس خود داشته باشید، بسیار خوب است.

اگر چنین فرصتی برای شما رخ نداد، شما می‌توانید خودتان به طریقی گفتگو را با رئیس تان شکل دهید. اغلب کارشناسان حوزه مدیریت تعارض، پیشنهاد کرده‌اند که شما این گفتگو را در یک مکان خصوصی انجام دهید که مزاحمتی برای شما ایجاد نشود و هیچ کدامتان نیز به‌راحتی نتوانید گفتگو را ترک کنید. برای این‌که گفتگوی سازنده‌ای داشته باشید، مهم است که هر دو احساس کنید که در موقعیتی ایمن قرار دارید. مثلا رئیس خود را برای ناهار به رستورانی دعوت کنید که احتمال حضور همکارانتان در آن اندک است. به او توضیح دهید که نگرانی‌هایی شخصی دارید که می‌خواهید در خارج از محل کار با او در میان بگذارید. اگر یک مشکل خاص کاری، مانند شکست در انجام یک کار مهم در مهلت تعیین شده، به دلیل اصطکاک میان شما دو نفر ایجاد شده است، می‌توانید به او بگویید که می‌خواهید در این مورد و تاثیراتی که بر روی سایر پروژه‌ها می‌گذارد ، صحبت کنید. بگذارید رئیس تان بداند که باید در انتظار یک گفتگوی دشوار باشد، گفتگویی که نمی‌تواند از آن طفره برود. اگر شما فقط بگویید که می‌خواهید در مورد روابطتان صحبت کنید، ممکن است رئیس بگوید که برخی از بحران‌های کاری از اولویت بیش‌تری برخوردار است.

وقتی شما گفتگو با رئیس تان را شروع می‌کنید، ممکن است حتی دریابید که رئیس شما از میزان نارضایتی شما آگاه نبوده است.

 برای یک طغیان، سازماندهی کنید

اگر شما نتوانستید اوضاع را با تغییر رفتار خود یا برقراری رابطه با رئیس تان، بهبود دهید و همکاران شما هم در رابطه با رئیس مشکل دارند، باید مشکل خود را با واحد منابع انسانی یا رئیس رئیستان در میان بگذارید.

اگر این راه را برگزیدید، باید یک شکایت کاری درست و کامل تنظیم کنید که در آن مشخص باشد چرا رئیس شما مقصر است، و این‌که مدیریت ضعیف او در نهایت عملکرد تیم، واحد یا سازمان را تضعیف خواهد کرد. همچنین شما باید خود را در مقابل تهدید قانونی‌ای که یک شکایت قضایی می‌تواند علیه شرکت شما ایجاد کند، آماده کنید. شما باید شواهد و و مستنداتی تهیه کنید که نشان‌دهنده تأثیرات منفی و رفتارهای نامناسب رئیس باشد، مانند برگه‌های استشهاد و نمونه‌هایی از نامه‌ها و مکاتبات در مورد رفتار رئیس که نشان می‌دهد او قوانین و دستورالعمل‌های واحد منابع انسانی را نقض کرده است. هرچه تعداد کارکنانی که شکایت‌های مشابهی را تنظیم می‌کنند و شواهد مشابهی می‌آورند، بیش‌تر باشد، برای مدیران ارشد، نادیده گرفتن یا انکار کردن مشکل، دشوارتر خواهد شد.

در نبود اطلاعات و شواهد متقاعد‌کننده، مثل شواهدی در زمینه رفتار بد رئیس، نمایندگان واحد منابع انسانی با احتمال کمی همراه شما خواهند شد و در اکثر اوقات جانب رئیس را خواهند گرفت.

 به انتظار بمانید یا کار خود را ترک کنید

اگر شما از طریق قدم‌های بالا، قادر به تغییر رابطه خود با رئیستان نیستید یا به‌صورت گروهی و همراه با همکارانتان نمی‌توانید اقدامی برای بهبود روابط، انجام دهید، گزینه‌هایتان بسیار محدود خواهد شد.

در این موقعیت‌ها، اکثر کارکنان همراه با موج به کار خود می‌پردازند و برخورد با رئیس را به حداقل می‌رسانند. همیشه احتمال یا امید این وجود دارد که رئیس هم رفتار خود را تغییر دهد. اما به یاد داشته باشید که اگر انتظار کشیدن را انتخاب کردید، یک مهلت زمانی برای انتظار و تحملتان قائل شوید و منتظر شدن برای بهتر شدن اوضاع را به سبک زندگی و کاری خود تبدیل نکنید. اگر چنین شود، شما احساس معلق بودن، سرخوردگی یا حتی تلخ کامی خواهید کرد و ممکن است این حالات به سایر حوزه‌های زندگی شما هم سرایت کرده و افسردگی و دیگر واکنش و بیماری‌های روان‌تنی را در شما ایجاد کند. بهترین راه حل، جستجوی یک شغل دیگر در همان حالی است که به‌کار خود ادامه می‌دهید و خروج از کار با اختیار خودتان است. رزومه خود را تقویت کنید، با کسانی که می‌توانند شغل مناسبی برای شما بیابند، ارتباط برقرار کنید، با کسانی که می‌توانند معرف شما باشند هماهنگ شوید و مصاحبه‌های کاری را شروع کنید. داشتن یک رئیس بد، تقصیر شما نیست، اما ادامه دادن کار با او تقصیر شماست.

 

 

 

 

منبع: HARVARD BUSINESS REVIEW
ترجمه شده توسط: دکتر شهلا برجعلی لو
تهیه شده در خانه موفقیت | TFETIMES